تبلیغات
وبلاگicon
جنگ نرم(سربازان امام خامنه ای) - مطالب حاجی


:
جنگ نرم(سربازان امام خامنه ای)
مرتبه
تاریخ : سه شنبه 19 شهریور 1392

ایران، لبنان و سوریه سه ضلع مقاومت اسلامی است که دشمنی غرب و کشور های به اصطلاح اسلامی حاشیه خلیج فارس به آن مشروعیتی بخشیده است و اثبات می نماید صراط قدم گذاشته در آن صراط نور است. انشا ...

به راستی چه شده است که غرب ، صهیونیست و دوَل عربی اینگونه منافع خود را در نابودی این مقاومت دیده اند.

چه شده است که کشور هایی که خود را مدافع مظلومین جهان! می دانستند و اسلام را خشونت طلب و مانع آزادی ، حال اینگونه با کمک اعراب خشونت طلب حاشیه خلیج فارس به جان کشور سوریه افتاده اند.

چه شده است  که دستگاه تبلیغاتی غرب که محوریت ماموریت خود را اسلام ستیزی تعریف نموده ،حال خود را حامی مسلمانان مظلوم معترض به رژیم بشار اسد می داند!؟

پاسخ به این سوالات را می توان در چند جمله خلاصه نمود.

محوریت ماموریت دستگاه های تبلیغاتی غرب، در تقابل با اسلام خلاصه می گردد ، اسلام ستیزی، اساسی بر خوراک فرهنگی افکار عمومی جهان در دستگاه های مختلف غربیست و تمام تلاش خود را برای ایجاد این تفکر به کار بسته اند.

تعریف دشمنی غرب علیه اسلام را باید باز خوانی نمود و سوالی اساس پیش آمده در این بازخوانی این است کهغر ب با کدام اسلام در ستیز است؟ تعریف غرب از اسلام خشن و متحجر چیست؟ و یا بهتر بگوییم کیست؟

غرب تهدید منافع خود را در اسلام تکفیری ، وهابی و یا اسلام خنثی فردی نمی داند و چه بسا منافع خود را در این نوع اسلام آمریکایی در یک کلام، تعریف می نماید. ستیز آنها با اسلام نابیست که مطالبه و صیانت از حقوق مسلمین جهان و مظلومین عالم را وظیفه شرعی خود ، و در کنار اجرا به وظایف فردی ، خود را مسئول در قبال اجتماع و مردم می داند.

آنها به منظور ضربه زدن ونابودی این نوع اسلام، که می توان امام خمینی (ره) را روشن کننده راه آن پس از سال ها انحراف و ظلمت دانست، فرو ننشستند و توانستند با تعاریف هنرمندانه ، تفکرات تند تکفیری ها و وهابیت را با شیعه گره بزنند و شیعیان را تندرو، خشن و متحجر، و در مقابل تکفیری ها را مسلمین مظلوم در نگاه جوامع جهانی معرفی نمایند

حال آنکه حمایت ها و پشتیبانی های آنها از تکفیری ها ، وهابیون و آل سعود نشان دهنده ی تفکرات پست و دشمن طلبانه آنها در قبال شیعیان و همفکران آنهاست.

آزادیخواهان جهان!(غرب و همفکران آن) با ایجاد فضایی امن برای دستگاه های تبلیغی اعراب تکفیری، موقیعتی آماده نمودند تا اسلامی با تفکر تحجرگرا ، به راحتی ترویج گردد و در این سو با دشمن تراشی های متعدد کشورهای غربی و اعراب تکفیری تنها شبکه های تلویزیونی مروج اسلام ناب را به مرز نابودی بکشاندند .

 

 

و در آخر بنظر می رسد دگر تحمل مقاومت و روشنگری های اسلام ناب، که از کشور های مسلمان هم پیمان جمهوری اسلامی ایران متساعد می گردد را ندارند و تلاش خود را به کار گرفته اند تا به خیال خام خود مقاومت را به زانو در آورند و اسلام ناب را به نابودی خود نزدیک نماییند .

نمی دانند این بی خردان عالم ! که اسلام زنده است و زنده خواهد ماند و نابودی از آن آنهاست. انشا ا...

 

به نام خداوند بخشنده مهربان

هنگامی که یاری و پیروزی خدا فرا رسید

و ببیبنی مردم گروه گروه وارد دین می شوند

پروردگارت را تسبیح و حمد کن و از او آمرزش بخواه که او بسیار توبه پذیر است




طبقه بندی: از شعر شهادت تا شعر ولایت،  معرفی کتاب، 
ارسال توسط حاجی
مرتبه
تاریخ : یکشنبه 16 تیر 1392

به نام او


نمی دانم چه بگویم از این روز های دنیا، که از سویی نمایشگاه دشمنی ها و خصومت های برخی و از سوی دیگر کم خردی و نادانی دسته ای دیگر است.

نمی دانم چه کنیم تا برخی دانایی خود را از کف ندهند و بشنوند و ببینند آنچه در پیش روی دارند. چشم ها را بسته اند و انگشت در گوش های خود نهاده اند و داد می زنند :

انقلاب. انقلابی مردمی . 

بیداری. بیداری اسلامی.

برادر از دسترفت انقلاب  !

خوابید، کدام بیداری !


" مردم بیدار شدند و بانگ انقلاب شما را با گوش جان شنیدند . اما  پلک های  خسته ی شما  سبب گشت تا مصر را با تمام تمدن و پیشینه ی آن با اندک توانی به صحنه ی درگیری ها بکشاندن، این دشمنان دوست نما."


باید پرسید: برادرانم کجاست آن بیداری؟ --- کجاست آن انقلاب مردمی تان؟( که انقلاب را باید از دل آغاز نمود.)


سخن حق را نشنیدید

و

دشمنی ها را ندیدید

و

  تجربه ای به نام "جمهوری اسلامی ایران" را ، غنیمتی برای ادامه و به سرانجام رساندم حرکت بزرگ خود قرار نداده بودید.


و بنظر میرسد فقدان رهبری ضعف حرکت و خیزشتان بود و شاید هم این فقدان را توجیهی نمایید برای بیان این دست آورد ضعیف تان!


ولی برادران ! 

رهبری بود و هست  ، بسته بود چشم ها و گوش ها و ندیدید و نشنیدید، پند ها و رهنمود ها را.

 برادران نمی دانم سبب این صحنه ها غرور بوده یا  ساده انگاری  و یا شاید هم ...

نمی دانم ...


سخنان ولی امر مسلمین جهان امام خامنه ای :

حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای در بهمن‌ماه 1390 در خطبه‌های نماز جمعه خطاب به گروه‌های سیاسی مصری فرمودند: برادران و خواهرانم! مراقب این امانت بزرگ باشید. غرور و نیز ساده‌انگارى، 2 آفت بزرگ پس از نخستین پیروزى‌هایند. شما مسؤول‌ترین افراد در عرصه‌ نظام‌سازى، حفظ دستاوردهاى مردم و حل مشکلات جنبش هستید. قدرت‌هاى ضربه خورده‌ جهان و منطقه، بى‌شک در افکار شیطانى بسر می‌برند؛ از فکر حذف و انتقام، تا طرح فریب دادن و متزلزل کردن و ترساندن و به طمع انداختن شما و سپس به نابود کردن انقلاب‌ها و پدید آوردن اوضاع- و العیاذ باللّه- بدتر از گذشته مى‌اندیشند. تصمیمات، مواضع و اقدامات شما، ابعاد تاریخى خواهد یافت و این دوره، «شب قدر» تاریخ کشورهاى شماست.

 

ایشان در ادامه خطاب به گروه‌های مصری فرمودند: به آمریکا و ناتو اعتماد نکنید. آنان هرگز به مصالح شما و منافع ملت شما نمى‌اندیشند. همچنین از آنان نترسید. آنان پوشالى‌اند و به‌سرعت ضعیف‌تر نیز شده‌اند. حاکمیت آنان بر جهان اسلام، صرفاً محصول ترس و جهل ما در 150 سال گذشته بوده است. به آنان امید نبندید و از آنان حساب نبرید. تنها به خداى متعال اعتماد کنید و فقط مردم خود را باور کنید. آنان در عراق شکست خوردند و با دست‌هاى خالى خارج شدند؛ در افغانستان چیزى به دست نیاورده‌اند؛ در لبنان از حزب‌اللّه، و در غزه از حماس شکست خوردند و اینک در مصر و تونس به دست مردم، به پایین کشیده شده‌اند. هیچ چیز طبق برنامه‌ آنان پیش نرفته است، بت غرب نیز چون بت کمونیزم شکست و ترس ملت‌ها ریخت. مراقب آینده باشید که شما را نترسانند.

رهبر معظم انقلاب در ادامه تصریح کردند: مراقب بازى‌هاى آنها باشید. همچنین وارد بازى دلارهاى نفتى وابستگان و متحدان غرب در میان اعراب نشوید که در آینده از این بازى‌ها سالم بیرون نخواهید آمد. اسرائیل رفتنى است، نباید بماند و نخواهد ماند. شروع انحراف در نهضت‌هاى کنونى، تن دادن به بقای رژیم صهیونیستى است و ادامه‌ مذاکرات سازش و تسلیم که رژیم‌هاى ساقط شده آن را پایه‌گذارى کرده‌اند.

مقام معظم رهبری تاکید کردند: کار اصلى شما این خواهد بود که چگونه یک تاریخ عقب‌ماندگى و استبداد و بى‌دینى و فقر و وابستگى حاکم بر کشورهایتان را در کوتاه‌ترین زمان‌ها ان‌شاءاللّه جبران کنید و چگونه با رویکرد اسلامى و به شیوه‌اى مردم‌سالارانه و رعایت عقلانیت و علم، جامعه‌سازى کنید و تهدیدهاى داخلى و خارجى را یک به یک از سر بگذرانید؛ چگونه «آزادى و حقوق اجتماعی» منهاى «لیبرالیزم»، و «برابرى» منهاى «مارکسیزم»، و «نظم» منهاى «فاشیزم غرب» را نهادینه کنید؛ چگونه تقید خویش به شریعت مترقى اسلام را حفظ کنید، بى‌آنکه گرفتار جمود و تحجر شوید؛ چگونه مستقل شوید، بى‌آنکه منزوى شوید؛ چگونه پیشرفت کنید، بى‌آنکه وابسته شوید؛ چگونه مدیریت علمى کنید، بى‌آنکه سکولاریزه و محافظه‌کار شوید.مواردی که سران سابق مصر به آن بی‌توجه بودند و دقیقا از همین ناحیه ضربه خوردند.

حضرت‌ آیت‌الله خامنه‌ای همچنین در ادامه سخنان خود در خطبه نماز جمعه فرمودند

تعریف‌ها باید بازخوانى و اصلاح شوند. 2 الگوى «اسلام تکفیرى» و «اسلام لائیک» از سوى غرب به شما پیشنهاد شده و خواهد شد تا الگوى «اسلام اصولگراى معتدل و عقلانى» در میان انقلاب‌هاى منطقه تقویت نشود. کلمات را دوباره و به‌دقت تعریف کنید. «دموکرات بودن» اگر به معناى مردمى بودن و انتخابات آزاد در چارچوب اصول انقلاب‌هاست، همه دموکرات باشید؛ و اگر به معناى افتادن به دام لیبرال- دموکراسى درجه‌ دوم و تقلیدى باشد، هیچ یک دموکرات نباشید.

ایشان در ادامه تاکید کردند: «سلفى‌گرى» اگر به معناى اصولگرایى در کتاب و سنت و وفادارى به ارزش‌هاى اصیل و مبارزه با خرافات و انحرافات و احیای شریعت و نفى غربزدگى باشد، همگى سلفى باشید؛ و اگر به معناى تعصب و تحجر و خشونت میان ادیان یا مذاهب اسلامى ترجمه شود، با نوگرایى و سماحت و عقلانیت - که ارکان تفکر و تمدن اسلامى‌اند- سازگار نخواهد بود و خود باعث ترویج سکولاریزم و بى‌دینى خواهد شد. 

مقام معظم رهبری تصریح کردند: به اسلام مطلوب واشنگتن و لندن و پاریس بدبین باشید؛ چه از نوع لائیک و غربگرا، و چه از نوع متحجر و خشن آن. به اسلامى که رژیم صهیونیستى را تحمل می‌کند، ولى با مذاهب اسلامى دیگر بیرحمانه مواجه می‌شود، دست آشتى به سوى آمریکا و ناتو دراز می‌کند، ولى در داخل به جنگ‌هاى قبیله‌اى و مذهبى دامن می‌زند و اشداء با مومنین و رحماء با کفار است، اعتماد نکنید. به اسلام آمریکایى و انگلیسى بدبین باشید که شما را به دام سرمایه‌دارى غرب و مصرف‌زدگى و انحطاط اخلاقى می‌کشانند. در دهه‌هاى گذشته، هم نخبگان و هم حاکمان، به وابستگى بیشتر خود به فرانسه و انگلیس و آمریکا یا شوروى افتخار می‌کردند و از سمبل‌هاى اسلامى می‌گریختند؛ و امروز همه چیز برعکس شده است.





طبقه بندی: از شعر شهادت تا شعر ولایت،  معرفی کتاب، 
ارسال توسط حاجی
مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 25 اردیبهشت 1392

به نام خدا

از نگاه اکثر جامعه سینما گران غربی ، سینما صنعت است.

اندیشمندان غربی صنعت را اینگونه تعریف می نمایند : اگر تمام فعالیت‌های اقتصادی را که با تولید کالا  و خدمت با استفاده از ماشین‌آلات و تجهیزات ساخته دست بشر سر و کار دارد، به عنوان یک کل تصور کنیم، هرصنعت، زیرمجموعه‌ای از این کل است که تعداد زیادی از فعالیت‌های مشابه را شامل می‌شود. صنعت، در کنار معدن و کشاورزی تقریباً تمامی فعالیت‌های تولیدی یک جامعه را در بر می‌گیرد و نقش حیاتی در پیشرفت اقتصادی کشورها ایفا می‌کند.و بطور کل می توان به مجموعه تمام واحد هایی که در تولید، توزیع یا مصرف یک محصول یا یک دسته از محصولات مشابه فعالیت می کنند صنعت گفت.

همانگونه که مشاهده می گردد صنعت وابستگی به ذات به اقتصاد دارد .

این ذات را می توان در تمام وجوه غربی از صنعت و کشاورزی و سیاست تا فرهنگ جستجو نمود و اقتصاد را در اصل می توان بخش جدا ناشدنی تعاریف غربی از موضوعات دانست و بواقع این استراژی لیبرال غربی ایست که تمدنی بر پایه اقتصاد (به معنی رسیدن به سود بیشتر) را پایه نهاده است

غرب با تمام توسعه و تکامل خود در امور صنعتی متاسفانه پاسخ گو نیاز های بشر امروزی نیست و ظروف برآمده از این تفکرجوابگوی  بیان مفاهیم عمیق بشری نمی باشد

و این بر می گردد به تفکر اقتصاد گرای غربی که سبب جامعه ای با میل های پست زمینی گشته و این تفکر است که نیاز های مادی بشر را اولی بر تمام نیاز های او می داند و شناخت انسان را جز در آزمایشگاه های علوم تجربی خود باور ندارد.

بنظر میرسد سینما در نگاه حداقلی وسیله ای جهت القای فرهنگ اقتصاد محور غربی به جوامع بشری است .که می توان متصور شد هم اکنون خود(سینما) نیز گرفتار این موضوع گشته است.

حال چگونه می توان توقع داشت تمدن غرب که مقصد تمام موضوعات خود را به سوی اقتصاد میل داده ،مفاهیم را در قالب هنر منتقل نماید و نه صنعت!

مباحثی که مطرح گردید این سوال را ایجاد می نماید که "هنر و بخصوص سینما آیا می تواند دست آوردی اقتصادی برای پدید آورندگان اثر به ارمغان آورد؟"

پاسخ آن مثبت است

و موضوع را دقیقا می توان در تعریف این دو جمله خلاصه نمود

سینما می تواند در آمد زا باشد  ، ولی شایسته نیست جهت در آمد زایی مورد استفاده قرار گیرد

این آن نکته ایست که بدان باید توجه داشت و هدف هنر را در حالت متعالی آن چیز دگر باید تعریف نمود . هنر با محتوای الهی می تواند پرواز دهنده ی انسان به اوج باشد وزیبایی و لطافت هنر نیز به خاطر این خصلت مهم آن است.

* البته بحث است بر روی مظروف های مختلف هنر و این را باید پذیرفت که هر ظرف محدودیت های برای انتقال مفاهیم دارد.

والسلام



ارسال توسط حاجی
مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 4 اردیبهشت 1392

 و چه زیبا خواجه عبد الله انصاری ترسیم می کنه مومن رو از زبان حق

 

بسم الله الرحمن الرحیم. شادی مؤمنان درین دنیا شنیدن نام خدا و سخن او است. و در آن جهان از دیدار و سلام او است. مؤمن کسی است که به زبان نام او می‏گوید و به جان و دل رضای او می‏جوید و دست از اغیار می‏شوید و نسیم گل وصال او می‏بوید و در میدان بندگی او می‏پوید و بر زبان حال می‏گوید :

نام تو مرا مونس و یار است به شبو ز ذکر توأم هیچ نیاساید لب

 

تفسیر ادبی و عرفانی / سوره الطارق

 



ارسال توسط حاجی
مرتبه
تاریخ : دوشنبه 19 فروردین 1392

بسم الله الرحمن الرحیم


لَوْ أَنْزَلْنا هذَا الْقُرْآنَ عَلى‏ جَبَلٍ لَرَأَیْتَهُ خاشِعاً مُتَصَدِّعاً مِنْ خَشْیَةِ اللَّهِ وَ تِلْکَ الْأَمْثالُ
نَضْرِبُها لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ   
آیه 21- سوره حشر


اگر این قرآن را بر کوهی فرو می فرستادیم حتما آن را از ترس خدا ذلیل و متواضع و شکافته می دیدی. و این مثال ها را برای مردم می زنیم شاید بیندیشندترجمه آیت الله مشکینی. 
اندیشه
... در احوالات خودمان.... اولین احساسی بود که بعد از دیدن "رسوایی" به من دست داد!
 "رسوایی" یک فیلم منسجم نبود! روایت داستانی قوی هم نداشت! اما حرف های زیادی برای گفتن داشت... ولی حیف که مسعود ده نمکی هنوز معلومات کافی برای روایت اثر را ندارد، بنده خدا خودش هم میگوید، و در خبر ها شنیدم که گویا از حاتمی کیا هم کمک گرفته تا بتواند بر اساس ساختار، متن بنویسد.(راست و دروغش پای خودشون!)

ولی درکل با فیلم برداری اش؛ با خیلی چیز های تکنیکی اش مشکل دارم.... اما میخواهم بر تمامی آنها چشم ببندم!! دوست دارم حالا که کسی به مسائلی قابل تأمل در این سینما پرداخته و از سینما (به عنوان یک وسیله که مأموریت انتقال پیام را دارد) درست استفاده کرده، به حرفش گوش دهم...
خوشحالم که بالاخره کسی به فکر بیان این مسائل افتاد... البته در این مورد و در این مدیوم فقط از عهده ی شخصی چون ده نمکی بر می آمد!! همانطور که خودش در نشست خبری فیلمش در برج میلاد در پاسخ به کسانی که مدعی شدند وی به راحتی برای هر فیلمی می تواند مجوز ساخت بگیرد  گفت: "ساخت این فیلم ها مجوز نمی خواهد به قولی جگر می خواهد."!

ده نمکی شاید نتواند منتقدان را راضی نگه دارد، شاید به قول عده ای حرفش را توی صورت بیننده، مستقیم پرتاب بکند و نتواند حرفش را در لفافه بیان کند «تا تماشاگر را با لذت کشف و همزاد پنداری در فیلمش همراه سازد»!!!؛ اما این دلیلی نمیشود که او حرفش را نزند...

همین که او توانسته جوانی را که به قیافه اش هم نمی خورد خوشش بیاید از کنار یک «مُلا» رد بشود(!) و وقتیکه اول فیلم با آیه قرآن، شروع میشود میگوید: «اَوو»، جوری تا پای فیلم بکشاند که در انتهای فیلم میخکوب شده و جیک نمی زند؛ یعنی او کارش را انجام داده...

حالا شما بروید فریاد بزنید فیلم باید حتماً درچارچوب تعریف شده ساخته شود! بگویید فیلم ضعیف است، مگر ما از یک فیلم چه میخواهیم...

فیلمی که از دل برخیزد، بر دل هم مینشیند.

این بخش از نامه ی حاج صادق آهنگران خطاب به ده نمکیست (بعد دیدن فیلم آن را در اینترنت دیدم) که واضح و زیبا میگوید: " ...خاطرم هست در دوران هشت سال دفاع مقدس برخی عزیزان با مراجعه به من نسبت به اشعاری که می‌خواندم که عمدتا توسط استاد حبیب‌الله معلمی سروده می‌شد، نقد داشتند.

معتقد بودند اشعار فاقد مؤلفه‌های جدی هنری است آنها پیشنهاد می‌کردند به جای این اشعار ساده از اشعار شعرایی که از نظر قوت شعر در سطح بالا باشند بخوانم تا مثلاً فخامت و صناعات و بدایع شعر در خوانده‌هایم بیشتر نمایان شود. شاید از نظر اصول ادبی حرف آنها درست هم بود.

اما شاعر اشعار من حبیب الله معلمی یک کشاورز ساده‌ای در اهواز بود و زبان شعر او همچون رسم و پیشه‌اش یک زبان ساده و همه فهم و بدور از صناعات پیچیده ادبی داشت و این بیان با ذهن و دل مخاطبی که بعضا از دور افتاده‌ترین روستاها و از پایین‌ترین اقشار به جبهه آمده بود سخت نزدیک و آمیخته و قابل‌پذیرش بود و به سرعت مفهوم و منظور شاعر و خواننده به مخاطب القا می‌شد..."
بله آقای ده نمکی؛

فیلمت پیچیده نبود، میشد خیلی از جاهای آن را حدس زد، اما به دل من که نشست...
وبخاطر همین است که از همه ی مشکلات "رسوایی" چشم پوشی میکنم و از سازنده اش تشکر...

این متن، یک نقد نیست، که یک تشکر است!
یک تشکر، از طرف یک مخاطب معمولی! که خیلی وقت بود تعریفش از سینما عوض شده بود! که خیلی وقت بود فکر میکرد باید حتما فیلمی ببیند که بر اساس معیارها ساخته شده باشد! نحوه ی روایت داستان در آن به بهترین نحو و با انواع چالشها باشد تا به او مزه کند! فکر میکرد حتماً نماها باید براساس قواعدی که وجود دارد تنظیم شود تا فیلم بشود فیلم! تا همه منتقدین از آن تمجید و تعریف کنند... داشت یادش میرفت که اصلاً سینما برای چه بوجود آمده... و متاسفانه امروزه دارند چگونه از آن استفاده میکنند ویا حتی چگونه آن را بررسی میکنند...

آقای ده نمکی؛ از نظر من شما پیشرفت کردید، و این خوبه!انشاالله در فیلم بعدی کاری کنید که نیاز به چشم پوشی نداشته باشه!

دوست دارم آخر متن رو هم با آیه ای به پایان ببرم که هر وقت حاج آقای رسوایی رو میبینم به یادش میفتم؛ امیدوارم کمکون کنه در پیدا کردن راه:

... مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِی الْأَرْضِ فَکَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَمیعاً وَ مَنْ أَحْیاها فَکَأَنَّما أَحْیَا النَّاسَ جَمیعاً ... ((آیه 32- سوره مائده)

... هر کس انسانی را جز برای قصاص نفس یا فسادی که در روی زمین کرده بکشد (یا از اسلام به کفر درآورد) چنان است که گویی همه مردم را کشته (و گمراه ساخته و در جهنمی مخصوص قاتلان بی گناهان خواهد بود) ، و هر کس انسانی را حیات بخشد (از مرگ نجات دهد یا از کفر به اسلام آورد) گویی همه مردم را زنده کرده (و هدایت نموده) است... (ترجمه آیت الله مشکینی)


صدق الله العلی العظیم


نویسنده : امیر حسین دهزاد

وبلاگ :آینه جادو




طبقه بندی: جنگ نرم، 
برچسب ها: رسوایی، ده نمکی، فیلم، فیلم سینمایی، سینما،
ارسال توسط حاجی
مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 15 فروردین 1392
شاید این روزها که حتی کارگردان های حزب اللهی و انصارشان دنبال فیلمفارسی ساختن هستند و البته با مجوزهایی که فقط برای آنها صادر می شود، از مهناز و الناز و نیوشا و بهرام و شهرام برای رساندن پیام انقلاب روح الله(ره) استفاده می کنند (که خوشبختانه نمی شود) و شاید در روزگاری که اصغر و پیمان و داریوش با تبر سینما و از کینه بدر و خیبر دارند به درخت انقلاب می زنند، اینکه تلویزیون هفتاد میلیون نفر را حتی در مسافرت میخکوب کند پای عمو پنجعلی، نقی، ارسطو و هما عجیب باشد و روشنفکر شده ها سخت‌شان باشد که ببیند چرا خرج‌هایی که می کنند بی ثمر است. درباره «الی» فیلم ساختن، حرف زدن از «رسوایی» شیخی که آب توبه روی سر دختر کفش قرمز سیندرلایی ریخته است و جذب مخاطب به همان سبک هالیوودی البته با دوز پایین ترش یعنی ما حرف برای گفتن نداریم.
 
در همه این روزهایی که اتفاقا ما حرف برای گفتن نداریم و در روزهایی که بعید است سینما و تلویزیون اثری فاخر تولید کند که مخاطبان «آکادمی گوگوش» و «بفرمایید شام» و «حریم سلطان» را جذب خود کند، «پایتخت» به داد صداوسیما و حتی سینما می رسد و جذب مخاطبش که به قول آوینی «شناسنامه اثر فاخر» است، همه را شگفت زده می کند.
 
سی و چهار سال بود نگوییم همه سینما و تلویزیون بلکه قریب به اتفاق آثار سینمایی و تلویزیونی وقتی می خواستند اسلام را نشان دهند، حتما باید سکانسی می گرفتند که مادربزرگی با چادر سفید گلدار(گلدار؛ ترجیحا ازنوع قرمزش) در گوشه اتاقی با نور سبز در حال نماز خواندن است. سی و چهار سال بود تلویزیون تعارف داشت که پشت اتومبیل و کامیون هایی که راننده اش نقشی در فیلم دارد چه بنویسد که همه خوششان بیاید و تعارف داشت از اینکه وقتی می خواهد حرف های سیاسی و لطایف اجتماعی را به چه کسی بر می خورد و به که بر نمی خورد و اصلا شاید بلد نبود حتی با «رییس جمهور» شوخی کند و خیلی اتفاقاتی که بدیع است و نو و تازه در «پایتخت».
 
 
اتفاقا و اصلا تاکید دارم که پایتخت اتفاق تازه ای است، همه آدمهایش معمولی اند. معمولیه معمولی. پنجعلی و نقی که حتی یک کارگر معمولی است و حلال خور است. نکته ای که شاید تلویزیون خیلی کمتر از آنچه که باید بدان پرداخته است. فیلم آنقدر پیام خوردن لقمه حلال را خوب رسانده است که باید کارگردان‌ها و فیلمنامه نویس‌ها یاد بگیرند. خروسی را که روزی شان نیست نمی خورند حتی شده به بهانه رد شدن قطار و افتادن لوستر روی سفره، اما گربه ای که لب ایوان نشسته است تکه گوشتی را که روزی اش بوده می خورد. ظرف غذای کوچک گربه در لب ایوان سرجایش می ماند اما لوستر روی سفره می افتد. پیرمرد خانه یاد داده است که بعد از هر جرعه ای آب بلند بگویید «سلام بر حسین» و مرد خانه قبل از اذان صبح بیدار است تا خود را برای نماز صبح محیا کند...
 
در پایتخت کارگرهای گنبد و گلدسته سازی فروردین قبل از کار وضو می گیرند و برایشان مهم است باوضو کارکنند. شاید ریش نداشته باشند اما نماز خوان هستند، حلال خورند، با خانواده خود مهربانند، وقتی از کارکردن به خانه بازمی گردندد خسته اند اما طوری رفتار می کنند که هم برای تربیت فرزندانشان به همان سبک هاب قدیمی و نه با استفاده از مهد کودک ها وقت می گذارند و هم به فکر همسرشان هستند. در پایتخت دکتر و مهندس بودن مهم نیست،آدم بودن و مرام ومعرفت داشتن مهم است.
 
پایتخت یک سریال است با همه روزمرگی های آدم های معمولی که به مسافرت می روند، به رییس جمهور، نامه می نویسند، مشکلات اقتصادی دارند، از پدرسالخورده خود نگهداری می کنند و حتی در مسابقه های تلویزیون شرکت می کنند و دراتفاقی نادر برنده هم می شوند. چه جای شک است که ایران پر است از خانواده های معمولی، مگر چند درصد مردم مبتلا به درد ها و «جراحت» های «شیدایی» عسگر پور هستند و واقعا چقدر طول می کشد که یک «ستایش» اتفاق بیافتد و اصلا چقدر زمان برای «زمانه» شدن احتیاج داریم...
 
چه اشکالی دارد که همیشه «وضعیت سفید» باشد و قصه مردمی گفته شود که «چک برگشتی» دارند. چه اشکالی دارد مردم از تلویزیون یاد بگیرند که از پدران سالخورده خود نگهداری کند. چه اشکالی دارد تلویزیون با نامه های معروف به «رییس جمهور» شوخی کند و حتی آنها را به ته دره بفرستد.
اینکه نام «لا اله الا الله» روی گنبد بنای امامزاده ای پیش ساخته از شمال تا جنوب کشور حرکت کند و با رفتارهای صمیمی و صادقانه و دوستانه به دل بیننده بنشیند اتفاق تازه ای است. استفاده از موسیقی های اصیل و فولکلورهای اقوام و مناطق مختلف کشور برای جذب نگاه مخاطبان چهارفصل ایرانی ایده ی قابل اعتنایی است.
نه اینکه نقدی به «پایتخت2» وارد نباشد. هر اثر هنری به خاطر داشتن مولفه های فکری، فرهنگی و سیاسی ممکن است از سوی گروههای مختلف مورد نقد قرار بگیرد اما آنچه از نگاه من اهمیت دارد، جذب مخاطب عام است. از شهید آوینی هم بپرسید همین را می گوید. سیروس مقدم به خاطر اینکه از «سعادت آباد» خیلی پایین تر آمده است و اصلا از «پایتخت» خارج شده و از مردم معمولی علی آباد سخن گفته است، قابل تقدیر است.
نویسنده : محمدرضا کردلو 


طبقه بندی: از شعر شهادت تا شعر ولایت،  معرفی کتاب، 
برچسب ها: پایتخت، سریال پایتخت، پایتخت 2، سریال نوروزی، نقد فیلم، نقد سریال پایتخت،
ارسال توسط حاجی
مرتبه
تاریخ : شنبه 5 اسفند 1391

یکی از دوستان خوبمان در مطلبی به فلسفه برگزاری جشنواره های مختلف اشاراتی نمود که به نظرم جای کمی تامل را دارد...


مطلب:

با رنگ سبز و آبی کردن فرش قرمز چیزی عوض نخواهد شد ... کما اینکه با تعویض نام جشنواره کن به جشنواره عمار چیزی عوض نخواهد شد!

چارچوب ها باید تغییر کند. اصل موضوع شناسایی هنر و هنرمند و تقدیر از آنها به روش جشنواره های کنونی مورد اشکال است.

این نام گرایی مفرط، این فرد گرایی، این اومانیسم، این ستاره سازی رسانه ای خواه حزب اللهی اش باشد خواه لیبرالیستی اش، این نوع جوایز و اعطای آنها و بسیاری دیگر مورد اشکال است.

جشنواره های کنونی  سد راه انسان سازی دینی، سد راه هنر و هنرمند دینی است! و وای به حال آن هنرمند با ایمانی که به این جشنواره ها توقف کند ، دلخوش باشد و یا اندکی در ذهنش مهم جلوه کند! فرقی هم نمی کند خواه  عمار باشد خواه اسکار! 

جشنواره ها باید در مسیر انسان سازی و سیر الی الله هنرمند با ایمان قرار گیرد.

جشنواره باید از فردیت هنرمند به اشارات ویژه او در اثرش متوجه گردد.

که هنر همان آیینه وصف جمال حق ست. و هنرمند واصف حق

این چنان است که هنرمند در کوران نسیان عوالم شهادة و مضاف، به یادآوری  غیب و  دعوت به ایمان به آن، برای نفوس غفلت زده بشر بپردازد.

که شایدامروز  اصلی ترین هدف هنرمند در همین دعوت به غیب باشد.

 و جشنواره شاید محفلی برای ترویج ایمان به غیب باشد. و تعریف الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَیُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنفِقُونَ


هنوز نمی دانم که آیا اصلا چنین چیزی برای جشنواره قابل تصور است و یا اصولا مشکل اصلی برگزاری جشنواره است! 

محمد حسین خوش بیان‬‎

-------------------

این هم یکجورش

و جای تامل داره

اینطور نیست؟




طبقه بندی: از شعر شهادت تا شعر ولایت،  معرفی کتاب، 
ارسال توسط حاجی
مرتبه
تاریخ : شنبه 16 دی 1391

به نام خدا

موضوعی که چند وقتی رسانه ها و برخی دوستان ما رو به خود مشغول کرده ، رویدادی فرهنگی، با نگاه انقلاب اسلامی به موضوعات بود که در قاب تصویر مباحث را با مخاطبین خود در میان می گذاشت.

جشنواره مردمی فیلم عمار از اون دست کارها ست که بنظرم در سیاست های کلی فرهنگی نظام تحول ایجاد کرد و تونست باز هم فرهنگ ناب را از طریق مردم برای مردم به ارمغان بیاره.

مردمی کردن کار فرهنگی نیازی بود که توجه چندانی در برنامه ریزی های ریز و درشت مسئولین نداشت و گاهی هم این قوانین و بروکراسی اداری ،مانعی بر این موضوع بود.

تهیه نقشه راه ، مدیریت فرهنگی و اولویت بندی از مهم ترین مشخصه های یک دستگاه فرهنگی کارآمد و میشه گفت انقلابی است، که متاسفانه در دستگاه های دولتی کمتر به این امر توجه میشه و در واقع ترجیح می دن خودشون به عنوان راس کار فرهنگی در قالب اجرای طرح ها وارد عمل بشوند.

جشنواره مردمی عمار با مدیریت صحیح توانست ارتباط خوبی بین فیلم ساز و مخاطب با سیاست و رویکرد مشخص(بیداری اسلامی،جنگ نرم،نقد درون گفتمانی و...) ایجاد نماید که این کار با توجه به وسعت کشوری آن با کمترین هزینه به سر انجام رسید.

پر واضح  است که فیلم ساز متعهد و انقلابی ما به دنبال سوژه مناسب و مخاطب می باشد و مخاطب مردمی ما از جنس این نوع فیلم ها حمایت می کند و تنها این حلقه رابط اتصال این دو بخش مغفول مانده، نیاز به برنامه ریزی درست و ... داشت که وجود یک جشنواره مردمی میتواند این قطعه از پازل کار را نیز تکمیل نماید.

موضوع  انتهایی که بنظر مهم می باشد، توجه به دو سوی این ارتباط است .

هدف جشنواره در بخش فیلم ساز حمایت از او و دیده شدن آثار هنرمند در نگاه مخاطب می باشدو

** آن سوی این پل مخاطبی است که متاسفانه با سیاست های اشتباه مجذوب جاذبه های کاذب(۱) آثار سینما و تلویزیون ما گشته .

ما در جشنواره عمار قرار است فیلم‌هایی را پخش کنیم که تا به حال دیده نشدند و با مردمی طرف هستیم که تا به حال فیلم خوب ندیده‌اند این دو محوری است که باید از هر جنبه‌ای تحت مراقبت و توجه باشد.

و یکی از راه کار های این امر را که می توان بدان اشاره کرد،بررسی و انتخاب بومی فیلم ها برای مخاطبین است.

و مطمئن باشیم که فطرت پاک انسانی که با هنر پاک الهی ارتباط دارد به کمک فیلم ساز می آید و آنچه از فیلم او بیان می شود را بر دل مخاطب می نشاند.

جاذبه کاذب:

جاذبه‌های کاذب، جاذبه‌هایی منافی آزادی و اختیار تماشاگر و ممانع او از رشد و تعالی کمال‌طلبانه به سوی حق است. جاذبه‌ی کاذب، جاذبه‌ای است که تماشاگر را سحر میکند و او را از رجوع به فطرت خویش بازمیدارد. هر جاذبه‌ای که عقل بشر را تحت سیطره‌ی خویش بکشاند و تماشاگر را به ورطه‌ی تسلیم در برابر وهم و شهوت و غضب،(ببرد) جاذبه‌ی کاذب است. سوءاستفاده از گرایش‌های شهوی تماشاگر جایز نیست و ترس و وهم و خشم او را نیز تا آنجا باید تحریک کرد که مانع کمال روحانیاش نباشد.             آینه ی جادو - شهید آوینی




طبقه بندی: از شعر شهادت تا شعر ولایت،  معرفی کتاب، 
ارسال توسط حاجی
مرتبه
تاریخ : جمعه 24 شهریور 1391


مَاءُ وَجْهِكَ جَامِدٌ یُقْطِرُهُ السُّؤَالُ فَانْظُرْ عِنْدَ مَنْ تُقْطِرُهُ (حكمت 346) 

آبروى تو چون یخى جامد است که درخواست آن را قطره قطره آب مى‏کند، پس بنگر که آن را نزد چه کسى فرو مى‏ریزى.


ارسال توسط حاجی
مرتبه
تاریخ : جمعه 3 شهریور 1391

  عَاتِبْ أَخَاكَ بِالْإِحْسَانِ إِلَیْهِ وَ ارْدُدْ شَرَّهُ بِالْإِنْعَامِ عَلَیْهِ (حكمت 158) 

برادرت را با احسانى که در حق او مى‏کنى سرزنش کن، و شر او را با بخشش باز گردان.



ارسال توسط حاجی

دنبال شرایط آرمانی برای فعالیت و مطالعه نباشیم که هیچ وقت پیش نمی‏آید، از همین امروز شروع کنیم که فردا دیر است. اگر می‏خواهیم فعالیت‏های موثری داشته باشیم باید در عرصه‏های مختلف مورد دغدغه و علاقه، آدم‏های قوی و توانمندی بشویم...

ادامه این مطلب رو از دست ندید



ادامه مطلب
ارسال توسط حاجی

فرهگ کار نداریم و کار فرهنگی می‌خواهیم بکنیم

این گونه است که نسلی ساخته‌اند که می‌شود اسمشان را گذاشت غرب‌زده‌های جدید غربزده‌‌های حزب‌اللهی!؛ غرب‌زده‌ها کی‌اند مگر؟ نه
آنها که بی‌توجهند به گنجینه‌های خودی و سرمایه‌های ملی و داشته‌های این مردم؟
فرهگ کار نداریم و کار فرهنگی می‌خواهیم بکنیم.
کار فرهنگی اگرچه فرهنگی است ولی کار است در هر صورت!
و فصل مشترکی دارد با فعالیت کارگران معادن مس سرچشمه یا ذوب‌آهن اصفهان یا تراکتور‌سازی تبریز یا فولاد اهواز یا آلومینیوم‌سازی
 اراک یا نساجی مازندران یا… که دیگر بیش از آنکه کار واقعی را به باد بیاورند بازی را تداعی می‌کنند!
کار فرهنگی همچنین سرنوشتی پیدا کرده است. بیش از آنکه کار را و فرهنگ را به یاد بیاورد رقابت‌های پوچ و بازی‌های بی‌حاصل و
بی‌محصول و گل‌‌های نزده و لایی‌های خورده و آفساید‌های مکرر و گل به خودی‌های تمام نشدنی و امتیازات از دست داده و تفاضل گل‌های
منفی و … را تداعی می‌کند.
***
کار فرهنگی قبل از آنکه فرهنگی باشد کار است.
و نیرو می‌خواهد و جا به جا کردن می‌طلبد. اگرنه کوه‌ها را که خود را لااقل تفکراتی که از فرط وزانت قدرت تحرک ندارند؛ قدرت تحریک و جابه‌‌جا
کردن چیزی را هم نخواهند داشت.
تحجر بسیاری اوقات از همین وزانت‌ها آغاز می‌شود.
بعضی‌ها با سیطوی و مغنی و اسفار و کفایه «سنگ»‌ین می‌شوند و بعضی دیگر با لویاتان و جمهور و جامعه باز و قبض و بسط!
و جالب است که این سنگ‌ها ین‌ها علی‌رغم ظاهر متفاوتشان چگونه متحد می‌شون با هم وقتی سیل را می‌خواهند سد کنند.
فتنه ۸۸ را که یادتان هست؟ بی‌بی سی استفتاء می‌کند از آیت‌الله بهمانی که به نظر مبارک حضرت مستطابعالی … فردیدیدی‌های با وقار و
سنگین و غرب ستیز! جمع می‌شوند با سنگ‌ین‌های آن طرف و سنگ می‌شوند در دست‌های تهاجم بی‌فرهنگی به طوفان واقعیت
 بیست و پنج میلیون نفری چون علما یی‌اند که عهدی ندارند با او بر لایقاروا کظله ظالم و سغب مظلوم را به فرهیختگان و دانشوران
و روشنفکران چه کار؟
وزانت فردی‌شان باز می‌دارد گویی از اندیشیدن به توازن اجتماعی.
سنگین‌ها و متحجرین؛ یقه بسته باشند یا جامعه‌باز به دست در هر صورت مخالف کارند. مخالف جابهجایی‌اند و عدالت در کار جابه‌جایی
است و یضع‌الامور مواضعها تکان می‌دهد جابه‌جا می‌کند تغییر می‌دهد.
سبک می‌بیند این سنگین‌نماها را یستهزء بهم و یمدهم فی‌طغیانهم و در گوشه‌ای دیگر فرنگی کارهایند!
و کجا نیستند؟
می‌روی برازجان چفیه به گردن به استقبال می‌آیند که داریم کار فرهنگی می‌کنیم در مسجد«وفقکم‌الله، چه می‌کنید مثلا»
«چهار گیگ کلیپ شیطان پرستی دانلود کرده‌ایم از اینترنت و می‌شناسیم همه فرقه‌ها و نغمه‌‌هایشان را»
«نادر مهدوی و بیژن گرد را هم می‌شناسید؟»
«نه! کی‌هستند؟»
«همین بچه‌محل‌های خودتا در خورموج که دادند هلی‌کوپتر شیطان بزرگ را کوسه‌های خلیج فارس خوردند»
«عجب؟! نشنیده بودیم در این بیست و چند سال اسمشان را در برنامه‌‌های فرهنگی بسیج و ارشاد و سازمان تبلیغات و کانون‌های مساجد و …»
«ولی به جایش هزار تا جیمسون جکسون را شناخته‌اید در فعالیت‌های فرنگی‌تان»
***
و از برازجان تا بجنورد تا بیرجند تا تبریز همین است خبر.
فرنگی کارها، کار فرهنگی را مصادره کرده‌اند.
نیرو تربیت می‌کنند به چه مقبولی
رجایی را تمییز نمی‌دهد از باهنر و هالیوود را می‌شناسد مثل کف دست!
خورشید انقلاب را نمی‌شناسد و ستاره داوود را در کف نعلبکی و نوک برج و پشت وانت اکبر سیبیل کشف می‌کند و در جزیره برمودا دنبال
فراماسون‌ها می‌گردد که هیچ کدام از ما یک لیوان آن نمی‌خوریم مگر اینکه آنها برایش برنامه‌ریزی کرده‌اند!!
اینها اراجیفی است که نهادهای خوشنام جمهوری اسلامی سی‌دی‌هایش را ده هزار تا ده‌هزار تا به عنوان کار فرهنگی حقنه می‌کنند در مغز
ایتام آل محمد(ص)
***
و این گونه است که نسلی ساخته‌اند که می‌شود اسمشان را گذاشت غرب‌زده‌های جدید غربزده‌‌های حزب‌اللهی!
غرب‌زده‌ها کی‌اند مگر؟ نه آنها که بی‌توجهند به گنجینه‌های خودی و سرمایه‌های ملی و داشته‌های این مردم؟
چه فرقی می‌کند که تو نادر مهدوی و بیژن گرد را در اثبات غرب از یاد ببری یا در انکار غرب؟
و کدام انکار؟ وقتی شب و روزت به تحلیل غرب می‌گذرد و حلال کردنش به صد بهانه!
معیار غرب‌زدگی خودانکاری است
چه به بهانه نقد غرب باشد چه قبولش.
فرنگی کارها آزاد نیستند پای در این سرزمین محکم نکرده‌اند و در سطح درگیرند.
غرب سربه‌سرشان گذاشته است.
نیمی از قدرتشان را پیشاپیش گرفته است.
در بند نقد غرب‌اند و داشته‌هایشان نسیه است!
تئوری حکومت و جامعه و فرهنگ‌شان در آینده‌ها نوشته خواهد شد.
وقتی که انقلاب اسلامی را نجات بدهند از التقاط جمهوری و اسلامی که امام خمینی( که فلسفه غرب نمی‌دانست! و دوره‌های
 شیطان پرستی و غرب‌شناسی در آبعلی و مشهد و اردبیل و قم و نیاوران ندیده بود) دچارش شد! و دچار کرد یک ملت را به التقاط با مدرنیته!
به اضطرار یا…

فرنگی کارها اهل کار نیستند چون به سرمایه فرهنگی ایرانی، به گنجینه فرهنگ انقلاب اسلامی به داشته‌های جامعه دینی ایران
بی‌توجه‌ترند تا کوچکترین تحکر غربی‌ها و غرب‌زدها.
کار فرهنگی از توجه به سرمایه‌ فرهنگی خودی آغاز می‌شود.
چه بر می‌آید از آنها که سرمایه فرهنگی‌شان صرفا اطلاعات راست و دروغی است که از رقیب دارند؟ کالاها و ترفند‌ها و بازار دشمن را
می‌شناسند اما در این سو گویی معادن از خاک بیرون زده را هم نمی‌بینند و نه حتی کالاهای خودی را.
تاجر و بازاریاب کالاهای پرزرق و برق دشمن‌اند. تمام زندگیشان شده است برانگیختن کنجکاوی خودی‌ها به سلوک فکری و اخلاقی و
 سیاسی و هنری و رسانه‌ای غرب.
و یک دهم این انرژی را هم به کار نمی‌گیرند در تولید و توزیع و تبلیغ محصولاتی که کارگران فرهنگ خودی از دل سرمایه‌های فرهنگی خودی
متولد کرده‌اند.
فرنگی کارها اهل تولید نیستند.
در بازار فرهنگی وسیعی که جهالت مدیریت‌های بدکاره خوش‌نیت نصیبشان کرده؛ تجارت کالاهای بیگانه جایگزین تولید محصولات ایرانی شده
است و نابود می‌کند این تجارت خارجی، تولید ملی را.

کار فرهنگ، بی‌فرهنگ کار راه نمی‌افتد.
و تا دور دست این تاجران فرنگ‌زده گریزان از کار و اعتنا به سرمایه ایرانی باشد فرهنگ به سامانی نخواهد رسید و کار فرهنگی استحصال
و باز تولید سرمایه‌های فرهنگی خودی اعم از معارف و علوم و تجربیات و الگوها و اسوه‌ها و … است و نه سرگرمی و سردرگمی در بازارهای
مکاره اندیشه و هنر و رسانه فرهنگی غربی.
وحید جلیلی – ماهنامه راه



ارسال توسط حاجی
مرتبه
تاریخ : شنبه 24 دی 1390

به نام او

زمان امتحانات هست و دوستان مشغول ...

اینجور که از ( on ) بودن دوستان مشخصه سخت مشغول مطالعه هستند!

یکی از مشکل ترین بخش های امتحان بعد از خوندن  و تمرینات اون ...

 تو روز امتحان این استرس شدیدیه که آدم رو فرامیگیره

(البته بعضی از دوستان که مثل ما پوست کلفت شدن فکر نمی کنم یه همچین حسی به سراغشون بیاد)


راستشو بخواین جدا از این حرف ها داشتم فکر می کردم که چرا این استرسی رو که برای امتحانات پیش و پا افتاده  داریم 

برای امتحانات اصلی زندگیمون  نداریم...



امتحان میاد و میره

ولی ککمون هم نمی گزه

امتحان می شیم و می دونیم که خراب کردیم

ولی انگار نه انگار!!


راستش رو بخوایم اینه که دلمون به این خوشه که  استاد آشناست

و  ما هم که نور چشمی اون

آخه اون ما رو نماینده این کلاس کرده

...

همه ی اینا درست

ولی بازم می ترسم از اینکه 

استاد از شاگردش توقعی دیگه داشته باشه !

...

که حتما همین طوره

خدایا  به ما کمک کن تا توی امتحاناتت نمره قبولی بیاریم...


الهی آمین




طبقه بندی: معرفی کتاب،  نرم افزار /موبایل/رایانه،  نرم افزار /موبایل/رایانه،  نرم افزار /موبایل/رایانه،  نرم افزار /موبایل/رایانه،  نرم افزار /موبایل/رایانه، 
ارسال توسط حاجی
مرتبه
تاریخ : شنبه 24 دی 1390

نَّ الَّذِینَ قَالُوا رَ‌بُّنَا اللَّـهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُ‌وا بِالْجَنَّةِ الَّتِی كُنتُمْ تُوعَدُونَ


جناب آقای دکتر فریدون عباسی،شهید زنده

و ریاست محترم سازمان انرژی اتمی جمهوری اسلامی ایران

با سلام و عرض ادب

امروز که با همت و پشتیبانی مردم عزیز و هدایت و درایت رهبری عزیز،جمهوری اسلامی ایران توانسته از فشارهای سنگین کشورهای مدعی آزادی،در قضیه ی هسته ای سرفراز بیرون بیاید مشاهده می کنیم که اولیای طاغوت و فریب خوردگان آنها در اوج خفت و ذلت و سرافکنده از پیروزی ها و پیشرفت های ایران سربلند،دست به اقداماتی می زنند که در دنیای امروز تنها از چنگال خونین آنها بر می آید.

آنها در خیال خام و ساده لوحانه ی شان به این می اندیشند که با گرفتن علی محمدی دانشمند،شهریاری مومن،رضایی نژاد پرتلاش و حالا این شهید عزیزمان،شهید مصطفی احمدی روشن می تواند روند شتابان رشد علم و فناوری را با خللی مواجه کنند.

حال آنکه خداوند منان را شكر و سپاس می گوییم كه دشمنان دین و نظاممان را از جاهل ترین و كم خردترین و بی منطق ترین انسان ها قرار داد كه نمی دانند دانشجویان و اساتید کشور شهادت را نقطه کمال انسان و اوج سعادت می دانند و آن را در دعاهای هر روزه ی خودشان از خدا می خواهند که "اللهم ارزقنا توفیق الشهاده فی سبیلک" و آرزو دارند که مولایشان را با چهره خونین ملاقات کنند که ما فرزند عاشوراییم.

اینک که خدمت در آن سازمان و کمک به پیشرفت علمی در زمینه ی هسته ای کشور را بابی یافتیم به سوی این آرزویمان مشتاقانه و با تمام وجود اعلام می داریم که آماده ایم با صلاحدید حضرت عالی علاوه بر خدمت و تلاش در سنگر دانشگاه،برای سرافرازی پرچم اسلام هر کاری که از دستمان بر می آید،انجام دهیم.از جاروکشی و حفاظت از ساختمان ها و سایت های هسته ای گرفته تا کارهای علمی و پژوهشی.باشد که ما همچون مصطفی لیاقت داشته باشیم و ناممان را در زمره شهدا قرار دهند.کور شود هر آنکه عزت ایران اسلامی را برنمی تابد.




لینک امضا نامه




طبقه بندی: معرفی کتاب،  نرم افزار /موبایل/رایانه، 
ارسال توسط حاجی
مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 14 دی 1390
...دیروز از هر چه بود گذشتیم،امروز از هر چه بودیم

آنجا پشت خاكریز بودیم و اینجا در پناه میز ...!!

دیروز دنبال گمنامی بودیم و امروز مواظبیم ناممان گم نشود... 

آنجا(جبهه)بوی ایمان میداد و این جا ایمانمان بو !! می دهد!!... 

آنجا درب اطاقمان مینوشتیم یاحسین فرماندهی ازآن توست

الان مینویسیم بدون هماهنگی واردنشوید 

الهی : نصیرمان باش، تا بصیر گردیم . 

بصیرمان كن تا از مسیر برنگردیم و آزادمان كن تا اسیر نگردیم...

 قسمتی از وصیتنامه سردار شهید نور علی شوشتری



طبقه بندی: شهدا، 
ارسال توسط حاجی
مرتبه
تاریخ : جمعه 9 دی 1390

سخنان آقا :

در حركت عظیم ملت ایران، نسل جوان باید پیشرو باشد. براى نسل جوان - بخصوص نسل جوان دانشجو - بى‌تفاوتى و خونسردى جایز نیست. آن جوانى كه به سرنوشت كشور نیندیشد و حوادث و خصومتهایى را كه نسبت به كشورش در دنیا سازماندهى مى‌شود، نبیند و نسبت به آنها نجوشد و نخروشد، آن جوان لایق این نیست كه نام جوان شهروند یك ملت انقلابى را روى خودش بگذارد. روح جوان، آن روح پر تپشى است كه در سختیها، به داد كشور و ملت رسید و آنها را نجات داد.

سلام - راستش از وقتی که از چند سال پیش به دانشگاه رفتم موضوع بی تفاوتی همکلاسی هام نسبت به موضوعات مختلف خیلی اذیتم می کرد

نمی دونم چرا این روحیه بوجود اومده ولی هر چی که هست باعث درجا زندن این مملکت می شه

متاسفانه چند وقتیه این روحیه رو تو هم کیشای خودم هم می بینم

بچه هایی که ادعای بسیجی بودن دارن

خودشون رو مدافع این نظام می دونن

ولی نمی دونم می تونیم با این روحیه این ادعاها رو بکنیم یا نه!

اصلا شدیم مثل یخچال

یه یخچال بزرگ ۲ دره

هم خودمون رو فریز می کنیم و هم دوروریامون رو

راستش وقتی توقع بالاترین شخصیت این مملکت رو از این جوون ها یخ زده و فریز شده می بینم بیشتر حسرت می خورم

تو رو خدا به خودمون بیایم

ببینیم کجاییم

به کجا باید برسیم

و برای رسیدن به هدف چه باید کرد

شاید این اولین و آخرین باری باشه که ایجور می نویسم

چون راستش ازاین نوع  حرف زدن زیاد خوشم نمی یاد

حس می کنم دارم نا امیدی رو ترویج می کنم

ولی خوب بعضی وقت ها برای اینکه یه دورخیزی بکنیم و با یه جهش به هدفمون نزدیک بشیم نیاز که وضعیت رو بسنجیم

این از اون نوعش بود

یا علی




طبقه بندی: دشمن شناسی، 
ارسال توسط حاجی
مرتبه
تاریخ : یکشنبه 4 دی 1390
به نام او



می خوام در مورد خواب بنویسیم

خواب بودن من و شما

یا بهتر بگم خواب بردن من و شما

چون قرار بود نخوابیم

قرار بود موقع پست فکر ومون به روبرو باشه و نخوابیم

قرار بود آماده باشیم

چون شیپور آماده باش رو زده بودن

قرار بود پلک نزنیم

البته پلک هم نمی زنیم

چون خوابمون خیلی سنگین

می خوام بگم خوابیم...

....

نمی دونم شاید هم کسی زیر سر ما بالشت نرم گذاشته !



و توصیه های مرد هوشیار انقلاب به ما جوان های خواب آلود:



همچنان كه امیرالمؤمنین علیه‌السّلام فرمود: «من نام لم ینم عنه»(2). آن وقتى كه شما در سنگرتان به خواب رفته‌اید،خیال نكنید كه سنگربانِ سنگر مقابل هم در خواب است. خیر؛ او متوجّه شماست و منتظر است كه به خواب بروید. براى ملت، خواب رفتن، بزرگترین دشمن است. سعدى در گلستان، درباره آن كسانى كه سرِ كوهى بودند و دشمن آنها را تصرّف كرد، چه شیرین و زیبا گفته است. او مى‌گوید نخستین دشمنى كه بر آنان تاخت و تصرفشان كرد، «خواب» بود. نباید به خواب بروید. اگر ملت به خواب رفت، مى‌توانند همه كار با او انجام دهند؛ نابودش كنند و هر چیزى را به او تزریق نمایند. باید بیدار بود. ملت ایران باید بیدار باشد. این حادثه نشان داد كه توصیه به بیدارى ملت ایران، توصیه بى‌جایى نیست. باید بیدار باشید. مى‌بینید كه دشمن چطور بیدار است و ممكن است یك وقت علیه ملت ایران، از هر چیز كوچكى استفاده‌اى بكند و به خیال خود ضربه‌اى وارد نماید.

بیانات مقام معظم رهبری



طبقه بندی: دشمن شناسی، 
ارسال توسط حاجی
مرتبه
تاریخ : یکشنبه 27 آذر 1390

وَمَكَرُواْ وَمَكَرَ اللّهُ وَاللّهُ خَیْرُ الْمَاكِرِین﴿۵۴﴾ سوره آل عمران
 [دشمنان] مكر ورزیدند و خدا [در پاسخشان] مكر در میان آورد و خداوند بهترین مكرانگیزان است (۵۴)

 

Rq 170

 

 

 

 

 

 

 

لاکهید مارتین آر کیو ۱۷۰ سنتینل

نوع هواپیما شناسایی-رادارگریز
کشور سازنده آمریکا
شرکت سازنده لاکهید مارتین
تاریخ رونمایی ۲۰۰۷
وضعیت کنونی تحت توسعه و تولید

....
 



ادامه مطلب
طبقه بندی: دشمن شناسی، 
ارسال توسط حاجی
مرتبه
تاریخ : سه شنبه 22 آذر 1390
دلم تنگ است...

در آن کرانه که دل با ستاره همزاد است
به من اجازه ی پر زدن داده است

***
درآن کرانه که همواره یک نفر آنجاست
که در پذیرش مهمان همیشه آماده است

***
در آن کرانه که خورشید پیش یک گنبد
بدون رنگ ز بازار حسن افتاده ست

***
همیشه از تو سرودن چه سخت و شیرین است
شبیه تیشه زدن سخت فرهاد است

***
سوال می کند از خود هنوز آهویی
که بین دام و نگاهت کدام صیاد است؟

***
دلم که دست خودم نیست این دل غمگین
همان دلی است که جا مانده در گهرشاد است

***
بدون فن غزل بی کنایه می گوییم
دلم برای تو تنگ است ،شعر من ساده ست


سید حمید ر ضا برقعی
التماس دعا



طبقه بندی: مداحی، 
برچسب ها: دلم تنگه، دل تنگم، در دل تنگم، دل تنگ، دل، شعر، ادبیات، احساس، عاطفه،
ارسال توسط حاجی
PageRank
آرشیو مطالب
نظر سنجی
آیا با قانون فیلترینگ در کشور موافقید ؟؟؟



صفحات جانبی
همسنگران
تمامی حقوق این وبلاگ متعلق به شخص شماست در امر کپینگ مختارید